تبليغاتX
در خوابگاه چه می گذرد؟

در خوابگاه چه می گذرد؟

ای روزگار

عجب نامردایی هستند این دوستان ما!

ببخشید، سلام!

بابا یعنی واقعا اگه من نیام اینجا یکی نیست که محض رضای خدا یه دستمالی به گوشه کنار این وب بی مادر بکشه؟

نا سلامتی قرار بود این وب بشه دفترچه خاطرات عمومی مون ها!

اینه رسمش؟! باشه! حالا که این طور شد من نمی گم که! نه اصرار نکنید ... عمرا بگم!

آقا می گم نمی گم دیگه! چرا اذیت می کنی خانم؟ دوست ندارم بگم که یکی تو اتاقمون پَر ...

اصلا نمی خوام لو بدم که یکی از جمع "شما" ، "..."های گرامی جان سالم به در برده!

شما باشید بدونید یه من ماست چقدر کره داره!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 0:10  توسط م.ف  | 

ااااا! چقدر وقته کسی به اینجا سر نزده!!!!

اول از همه سلام! می بینیم که دوستان عزیزتر از جان و جانان دوست، هیچ کدوم بعد از شروع رسمی ترم به اینجا سر نزده و وبلاگ را مترود رها کرده اند! بالاخره باید ثابت شه کی از همه خر خون تره دیگه نه؟ :دی

خب، پس من الان مجبورم از طرف همه جبران مافات کنم و خلاصه ای از آن چه گذشت رو ارائه بدم!

از جشن های خوابگاه، روز دختر و کیک اناری یخ زده و برنامه ی های بی مزه ی دانشگاه ( از یه دانشگاه صنعتی بیش از این هم نمی شه انتظار داشت...) که بگذریم می رسیم به اردوی کرمانشاه که البته کمافی السابق بنده افتخار و فرصت همراهی دوستان رو نداشتم ولی گویا خیلی به همه خوش گذشته!خب خدا رو شکر! حداقل حسنش اینه که کمتر جای خالی  من حس شده و من مجبور نیستم عذاب وجدان عدم حضور و تلخی ایام به کام دوستان رو متحمل شم!

اما... بعد از بازگشت از اردو.... "تولد تولد تولدش مبارک ...."!!! بله! تولد م.ش. جان عزیز و دلبند بود که به لطف خدا و استعانت بخت، پا روی 20 سال گذاشته و ایام "..." را آغاز نمودند! م.ش. جان! ورودت به جمع "..."ها رو تبریک می گم! امیدوارم در این عرصه برخلاف همیشه سرآمد و موفق نباشی!!! و خیلی زود ما رو ترک کنی ( البته اگه من زودتر سعادت حضور در این جمع رو از دست ندم که جای بسی امید است از ما این گمان ها بر نمی آید... :پی)

و امااااا!!! آنچه مهم تر از همه می نماید و بنده رو امروز اینجا کشونده، طبخ غذایی بس فرنگی در امکاناتی بس خوابگاهی و دور از انتظار همگان بود! آری! بنده این افتخار رو دارم که به سمعتون برسونم امروز دانشجویان با انگیزه و با پشتکار ایران پرگهر توانای آنند که با اجاق گازهای داغون خوابگاهی و بدون استفاده از هیچ گونه فر در قابلمه هایی تمام روی!!! "لازانیا" پخته و روی تمام نمونه های خارجی رو کم کنند!

بله مخاطبان عزیز! این افتخار برای نمی دونم چندمین بار حاصل شده و این بار همای سعادت بر شانه های خوابگاه ما نشسته است!!!

به به!!

حیف که پیش از آن که بخواهیم تصویری از این شاهکار بی نمونه تهیه کنیم، بدخواهان تمام آن را یک جا از صحنه ی هستی به در کردند!!! (هه هه هه)


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 14:57  توسط م.ف  | 

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین...

می دونید امروز یه هو چی یادم اومد؟ این که ما بعععععععععععله، 14 سال تمامه که داریم درس می خونیم

می دونید یعنی چی؟ یعنی یه عمر

....

من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم، به احترام این 14 سال عمر - احتمالا تلف شده - حد اقل یک روز ، سکوت.....

( البته اگه تونستیم!!!!)
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 17:51  توسط م.ف  | 

lost....این کوفت دوست داشتنی !


سلام به همه ی دوستان گلم !

طی یک سال اخیر سونامی "لاست" به اغلب خانه های ایرانی رسید و چشم قرمز خواب ندیده گواهی دادند که خیلی بی رحمانه ماجرای جزیره ی عجیب آقای جی.جی.آبرامز را پی می گیرند !

ترجمه ی سرراست لاست می شه " گمشده ".عده ای هم ترجمه کردن " گمشدگان " چون تعداد سقوط کننده ها بیش از یک نفره ! با این حال معلوم نیست اشاره "گمشده" به آدم های اون جزیره یا خود جزیره .تو خود سریال هم کلمه LOST رو برای "از دست دادن" زیاد استفاده می کنن ! بنابراین شاید بهتر باشه همون LOST بنامیمش !

به خدا راه فراری ازش نیست ! باور کنید خیلی سعی کردم خویشتن داری کنم و سمتش نرم ولی نشد ! این هم 1 دیکشنری سریال لاست این پدیده ی قرن 21 ! مخصوص تازه کارها !

*این شما و این لاست ! ضمنا برای رعایت حال دوستانی که خیلی پیش نرفتن  فقط در حد سیزن 1 صحبت شده !

لاست : گم شده ! نوعی مخدر قوی ! چیزی که موجب شود گشنه و تشنه و بدبو شوید !آنچه بخاطر استعمالش به دوستان و آشنایان دروغ بگویید !

سیزن : فصل ! مجموع چند عدد DvD ! هنگام ! برای بدست آوردن جدیدترینش خون ها ریخته می شود !

ع.ف.جاوید :یک زیر نویس که پایان هر اپیزود نمایان شود !

جک :دکتری مو کوتاه ! از ابزار کمکی ! کتک خورش ملسه ! کسی که در آن واحد انیشتین ! مهراب فاطمی ! هملت ! شکسپیر و آلن دلون باشد !

بابای جک : کسی که پدر یک جک باشد ! جک پدر ! جراح نشئه ! خیانتکار به مامان جک !

کیت : مدار ! کذاب جذاب ! کسی که در عین لاستیدگی لباسش خوب است !خوبه! اون پیرهن سفیده چقدر بهش میاد !

ساویر : به به ! خوش استایل ! بددهن ! کلاغ ! آنکه از جک سر است ! حاضر بودین 1 دست نداشتین ولی کمی شبیهش بودین ؟

جان لاک : هنگ ! افلیج دیروز !ماورا ! سیروس مقدم ! کم کلیه ! بون کش ! کسی که میوه رو با پوست می خورد ! 1 بند رو نروته !

چارلی:بچه خوب ! مشنگ ! سر به نشاط ! از خودمونه ! کسی که آش نخورده پدر شود ! یک مسافر !

سعید : سبزه موفرفری ! مرد فنی ! جنم دار ! بد لهجه ! شکنجه گر دیروز  مخ زن امروز ! کسی که عکسی از عشقش در جیب داشته باشد اما در عین حال بون را عصبانی کند !

بون : 1 دقیقه سکوت !

کلیر :آخی ! عروسک ! کسی که کره بادام زمینی می خواهد !

روسو :توهم ! روان پریش ! شوهرکش ! روس رو ! کسی که روی مغز انسان قدم بر می دارد !بیجه ! بی شعور ! کاش تمیزتر بود !

شانن  : باز هم ۱ دقیقه سکوت !

میخکوب :حالتی که هنگام دیدن لاست دارید !

بی نمک : کسی که اصرار داره قسمت های ندیده رو براتون تعریف کنه !

فیلمنامه : چیزی که انباشته و لبالب است ! عالی ! ذره ای از پرمایگیش برای چندین سال مجموعه های تلویزیونی ما کافیه !

سیزن 6 :چند تا قسمتش رو دیدم ! ولی هیچی زیر نویسش نمیشه ! چیزی که مردم به امید دیدنش زندن ! کعبه ی آمال !

سریال : لاست !

سینما : لاست !

لاست : لاست ٬لاست٬ لاست ! همه چیم لاست !

                                                    " آزمون لاست "

قضیه از این قراره که در اینترنت 1 تست شخصیت شناسی با عنوان "تست لاست"در سایت های مرتبط با این سریال وجود داره ! در آخر با جواب دادن به 40 سوال این تست که پاسخ های 5 گزینه ای داره معلوم میشه که تست دهنده شبیه کدوم یک از شخصیت های این سریاله !

*بدلیل طولانی شدن این پست این 40 تا سوال رو نتونستم تو وب بذارم ! ولی براحتی می تونین از google ! این کلمه یعنی " lost test " رو search کنید !

                           " 11 نکته برای اینکه   season 5   رو دوباره ببینید    !"

Because you left:خب اولین قسمت رو با 1 سوتی شروع می کنیم !وقتی جزیره ناپدید میشد و آسمون فلش میزد جان لاک با دست چپ صورتش رو پوشونده بود اما بلافاصله بعد از فلش٬ دست راست لاک روی صورتش بود !

The lie:سریالی که پدر هارلی نگاه می کنه همون سریالی هست که نیکی بازیگرش بود ! نیکی دختری بود که در قسمت 14 فصل 3 (که اسمش هم نام با همین سریال بود:exoose )با دوستش دنبال الماس ها بودند . بعد در اثر سم 1 حشره ظاهرا می میرن !

Jughead:خب این یکی خیلی بی ربطه ! اما زنی که کارمند آکسفورده و دزموند در مورد دنیل ازش سوال می پرسه در فصل یک نقش کارمند فرودگاه سیدنی رو هم بازی کرده بود ! بالاخره لاست هم ممکنه سیاهی لشکر کم بیاره !

The little prince:اسم این قسمت "شازده کوچولو " است و همان طور که می دونید شخصیت اصلی کتاب شازده کوچولو روی اخترک B612 زندگی می کرد ! در این قسمت روی قوطی که جان لاک پیدا کرد به فرانسوی نوشته بود : B612 !

The place is death: این اولین قسمت در سریال بود که بن و دزموند با هم صحبت می کردن ! نکته ی دیگه اینکه وقتی شارلوت حالش بد بود در اثر تغییر زمان ٬ وسط حرفاش گفت که عاشق جرانیمو جکسونه ! در طول سریال به اشکال مختلف به این گروه موسیقی نه چندان معروف اشاره شده ! گویا سازندگان لاست علاقه ی عجیبی به این گروه دارن ! 

316: کتابی که هارلی تو فرودگاه  می خوند یک کمیک به زبان اسپانیایی بود ! که یکی از نویسنده های لاست اون رو نوشته ! اینم باید گفت که نقش ایلانا (همون پلیسی که سعید رو به هواپیما می برد) رو یک بازیگر با اصلیت ایرانی-هندی به اسم زلیخا رابینسون بازی می کنه !

The life & death of Jeremy bentham: وقتی جان لاک به دیدن هارلی میره اونو در حال کشیدن نقاشی مجسمه ابوالهول می بینیم ! اسم ابوالهول (sphinks) ریشه یونانی داره و به معنی خفه کنندست ! که در اینجا اشاره به خفه شدن جان توسط بن داره !

La felur: مجسمه ای که در یکی از بازگشت های ساویر و بقیه در نزدیکی ساحل دیده میشه ! مربوط به آنوبیس ایزد مرگ و مردگان و تدفین در مصر باستان است ! که سر شغال (یا سگ وحشی) و بدن انسان داره و نگهبان مردگان بوده !قبلا در سریال سعید و جین و سان وقتی سوار قایق بودن یک پای 4 انگشتی باقی مونده از این مجسمه رو دیدن !

Namaste:اسم این قسمت 1 عبارت رایج برای سلام و احوالپرسی در شبه قاره هنده ! یه سوتی هم این قسمت داشت و اون جایی بود که جولیت اتان رو پیش امی بر می گردوند در یک صحنه کاملا تابلو بود که بجای بچه از عروسک استفاده شده !

He is our you: داروهایی که اولد هام به سعید داد تا اعتراف کنه ! واقعا وجود داره و اسمش دارو کشف حقیقته ! که ترکیبی از اتانول و تمازپامه !که از نظر قانونی استفاده از این دارو نوعی شکنجه بوده و ممنوعه ! جالب اینجاست در صحنه ای که سعید در روسیه هست و بعد کشتن اون مرد از خونه خارج میشه بالای در روی شیشه به روسی نوشته شده ":داروسازی اولدهام !"

Some like it hoth: تو این قسمت هرلی میگه که تصمیم داره فیلمنامه جنگ ستارگان رو بازنویسی کنه ! بعد پخش این قسمت اگه به صفحه مربوط به این فیلم در ویکی پدیا می رفتین در بخش نویسنده ها اسم " هوگو ریس " هم به چشم می خورد !( که البته شوخی یکی از کاربران بود !)همچنین اسم این قسمت بازی کلامی جالبی با فیلم some like it hot بیلی وایلدر داره که از قضا پخش این قسمت تقریبا مصادف بود با پنجاهمین سالگرد پخش فیلم مذکور !

 

**اگر اگر اگر خدای نکرده مسافر اوشنیک 815 بودین و هواپیماتون تو جزیزه سقوط می کرد و میتونستین جای یکی از مسافرا باشین ! دوست داشتین جای کدوم یکی از شخصیت ها بودین؟**


+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 20:45  توسط س.ص  | 

درس بخونیم تا که....


 پشیمانی دگر سودی ندارد.!!!!!

فکر نان باش که خربزه آب است......

منظورم رو بعد از خوندن این مطلب میفهمین؟؟؟

 

"در ایامی که صاف و ساده بودم"

به فکر درس و مشق افتاده بودم

همیشه جــــزوه ای انــدر بَرَم بود سرم لای کتــــــــاب و دفترم بود
همـــــــه درها به رویم بسته بودم ز خرخــــوانی شدیداً خسته بودم
ز خواب و از خوراک افتاده بودم

بـــــه بَربَچ پاســــخ رد داده بودم

خـــــریٌت کرده بودم بیش در بیش پراندم از خــودم بیگانه و خویش
بــه عشقم اس ام اس دیگر نــدادم جگــرخون می شوم افتد چو یادم
نمــــودم دَس بسر،عشق نهــــــانم دلیـــــــــــــل این حماقـت را ندانم
موبایلـــــــــــم را همیشه آف کردم

حسابی خر شدم من گــــاف کردم

زدم بر کـــــــــامپیوتر چهار تکبیر نمـــــــودم قهر با آهنگ و تصویر
نکــــــردم رایت آهنگ جـــــدیدی شکستم رایتر و دستـگاه وسی دی
ز خود ضبط خَفـَن را دور کــــردم به شدت خویش را سانسور کــردم
نه در فکــــــــــــــر کانال ماهواره نمودم جمــــع دیشش را دوبـــــاره
ز فکــــــــــرم دور شد لیلا و اندی فراموشــــــــــم بشد آهنگ سندی
برفت از یاد آهنگ متــــــــــــالیک ندیدم فیلــــــــم های خوب و آنتیک

ز اینترنــت شدیداً دور گشتـــــــــم

چو خود می خواستم مجبور گشتم

 

بقیش رو توی ادامه مطلب بخونین... مطلب خیلی جالبیه !! من که کلی حال کردم .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:39  توسط س.ص  |